شیرپوینت برای توسعهدهندهها؛ فراتر از لیست و لایبرری
برای خیلیها، شیرپوینت هنوز هم خلاصه میشود در:
- چند تا List
- چند تا Library
- و نهایتاً یک فرم نسبتاً زشت
اما برای توسعهدهندهای که کمی عمیقتر نگاه میکند،
SharePoint فقط یک ابزار محتوامحور نیست؛
بلکه یک پلتفرم توسعه سازمانی است.
سوءتفاهم رایج: SharePoint یعنی No-Code
یکی از بزرگترین اشتباهات این است که SharePoint را فقط یک ابزار No-Code بدانیم.
در حالی که واقعیت این است:
SharePoint برای کاربر ساده است،
اما برای توسعهدهنده، یک زمین بازی کامل است.
اگر بدانی کجا و چطور وارد شوی.
همچنین بخوانید:
SharePoint از نگاه توسعهدهنده چیست؟
1. یک Backend آماده و امن
SharePoint برای Dev یعنی:
- Authentication آماده (AD / Azure AD)
- Authorization دقیق (Permission Model)
- دیتابیس ساختیافته (Lists)
- Versioning، Audit، History
چیزهایی که در یک وباپ اختصاصی باید ماهها برایشان وقت بگذاری.
2. API قدرتمند (REST / Graph)
توسعهدهندهها میتوانند:
- دادهها را با REST API بخوانند و بنویسند
- SharePoint را به Web App، Mobile App یا Dashboard وصل کنند
- فیلتر، سورت و Pagination واقعی پیاده کنند
SharePoint فقط UI نیست؛ داده و منطق پشت صحنه است.
3. JavaScript؛ قلب تجربه سفارشی
با JavaScript میتوان:
- فرمها را هوشمند کرد
- UI کاملاً سفارشی ساخت
- تعامل بدون Refresh داشت
- رفتار کاربر را کنترل کرد
اینجاست که SharePoint از «فرم ساده» تبدیل میشود به:
یک اپلیکیشن سازمانی واقعی
4. SPFx؛ وقتی SharePoint واقعاً Dev-Friendly میشود
برای توسعهدهندههای جدی:
- Web Part اختصاصی
- استفاده از React / TypeScript
- اتصال به APIهای خارجی
- ساخت کامپوننتهای قابل استفاده مجدد
SPFx یعنی:
SharePoint دیگر محدودکننده نیست، بلکه بستر اجراست.
SharePoint کِی برای Devها جذاب میشود؟
وقتی پروژه:
- سازمانی است
- امنیت مهم است
- دادهها حساساند
- زمان توسعه محدود است
- کاربران زیادند
در این شرایط، SharePoint به Dev کمک میکند تمرکز کند روی:
منطق و تجربه کاربر، نه زیرساخت
مثال واقعی: SharePoint بهعنوان Backend
سناریو
یک تیم توسعه نیاز دارد:
- فرمهای عملیاتی
- گردش کار تأیید
- داشبورد مدیریتی
بهجای ساخت Backend اختصاصی:
- SharePoint = دیتابیس + امنیت
- JavaScript = UI
- Power Automate = Workflow
نتیجه:
- زمان توسعه نصف شد
- امنیت از روز اول برقرار بود
- تغییرات سریعتر انجام شد
اشتباه توسعهدهندهها با SharePoint
تلاش برای ساخت SPA سنگین داخل SharePoint
نادیده گرفتن محدودیت Performance
کدنویسی بدون معماری
قاطی کردن منطق بیزینس با UI
SharePoint برای Devها عالی است،
اگر در جای درست استفاده شود.
نقش واقعی توسعهدهنده در پروژه SharePoint
توسعهدهنده در SharePoint:
- فقط کدنویس نیست
- معمار تجربه کاربر است
- پل بین کاربر و سیستم است
او تصمیم میگیرد:
- چه چیزی SharePoint باشد
- چه چیزی Custom
- چه چیزی اصلاً SharePoint نباشد
چه زمانی SharePoint انتخاب اشتباهه؟
SharePoint ابزار بدی نیست؛
اتفاقاً خیلی وقتها بیش از حد خوب است.
اما مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشود:
وقتی از SharePoint در جای اشتباه استفاده میکنیم.
شناخت این موقعیتها، جلوی شکست خیلی از پروژههای سازمانی را میگیرد.
اول یک واقعیت مهم
SharePoint زمانی انتخاب اشتباه میشود که:
از آن انتظار داشته باشیم چیزی باشد که برای آن طراحی نشده.
۱. وقتی پروژه Real-Time واقعی میخواهد
اگر سیستم شما نیاز دارد:
- بهروزرسانی لحظهای دادهها
- تعامل همزمان چند کاربر بدون تأخیر
- تجربهای شبیه اپلیکیشنهای بلادرنگ
SharePoint گزینهی مناسبی نیست.
مثالها:
- سیستم مانیتورینگ زنده
- داشبورد لحظهای عملیات
- سیستم چت یا همکاری Real-Time
SharePoint Real-Time نیست؛
حتی اگر بشود دورش زد، هزینهاش بالاست.
۲. وقتی UX پروژه «محصولمحور» است، نه سازمانی
اگر پروژه:
- مخاطب بیرونی دارد
- تجربه کاربری جذاب و احساسی میخواهد
- UI باید متمایز و برندمحور باشد
SharePoint شما را محدود میکند.
اینجا SharePoint تبدیل میشود به:
مانع خلاقیت، نه بستر توسعه
۳. وقتی حجم داده بسیار بزرگ است
اگر با:
- میلیونها رکورد
- Queryهای پیچیده
- تحلیلهای سنگین
- گزارشگیری پیشرفته
کار دارید، SharePoint به مرور:
- کند میشود
- سخت نگهداری میشود
- اعتماد به دادهها کاهش مییابد
SharePoint دیتابیس تحلیلی نیست.
۴. وقتی پروژه باید خیلی سریع ساخته و شاید خیلی زود کنار گذاشته شود
برای:
- MVP
- Proof of Concept
- پروژههای موقتی
- نیازهای آزمایشی
SharePoint معمولاً انتخاب اشتباه است، چون:
- Setup زمانبر است
- ساختار میخواهد
- آموزش میخواهد
گاهی یک ابزار سبک یا وباپ ساده عاقلانهتر است.
۵. وقتی تیم فنی یا نگهدارنده ندارید
SharePoint بدون تیم:
- تبدیل میشود به سیستم شکننده
- تغییرات کوچک پرهزینه میشود
- دانش در ذهن یک نفر قفل میشود
اگر:
- مستندسازی ندارید
- توسعهدهنده ثابت ندارید
- مدیریت نسخه ندارید
SharePoint در بلندمدت دردسر میشود.
۶. وقتی فرآیندها دائماً و سریع تغییر میکنند
اگر فرآیند شما:
- هنوز تثبیت نشده
- هر ماه تغییر میکند
- تصمیمات لحظهای دارد
SharePoint انتخاب اشتباه است.
چون:
- هر تغییر = طراحی مجدد
- هر تغییر = تست
- هر تغییر = ریسک
۷. وقتی مشکل شما «فرهنگ سازمانی» است، نه ابزار
این شاید مهمترین نکته باشد.
اگر:
- کاربران همکاری نمیکنند
- دادهها ناقص وارد میشود
- سیستمها دور زده میشوند
مشکل SharePoint نیست.
در این حالت، SharePoint فقط:
آینهی مشکلات واقعی سازمان است
و استفاده از آن، اوضاع را بدتر نشان میدهد.
مثال واقعی کوتاه
سناریو:
یک سازمان تصمیم گرفت سیستم مدیریت عملیات روزانه را با SharePoint بسازد.
نتیجه:
- کاربران زیاد
- نیاز لحظهای
- دادهی زیاد
- فشار روی Performance
خروجی:
سیستم کند، نارضایتی بالا، استفاده کم.
تصمیم درست بعدی:
SharePoint = Backend اطلاعات
Web App اختصاصی = UI و منطق Real-Time
SharePoint بد نبود؛ جای استفادهاش اشتباه بود.
چه زمانی SharePoint انتخاب درسته؟ (خیلی کوتاه)
برای تعادل، شیرپوینت عالی است وقتی:
- پروژه داخلی است
- امنیت مهم است
- دادهها ساختیافتهاند
- فرآیندها مشخصاند
- زمان توسعه محدود است
جمعبندی نهایی
SharePoint زمانی انتخاب اشتباهه که:
- بخواهی با آن همهچیز بسازی
- محدودیتهایش را نادیده بگیری
- ابزار را جایگزین تحلیل کنی
و انتخاب درست زمانی اتفاق میافتد که:
SharePoint را در جای درست بگذاری،
نه در مرکز همهچیز.


